نسرین تنها |
|
خواستم زندگی کنم،گفتندهمه اش غم است* خواسنم به پرستش روی آورم،گفتند خلاف است* خواستم به عشق روی آورم ،گفتند گناه است* گریه کردم ،گفتندبچه است* خنده کردم،گفتنددیوانه است* حالا که چیزی نمی گویم* میگویند ،اسیر عشق شده* خدایا خودت بگو من چه کنم؟ نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 9:58 |+|
|
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|